ترجمه در دوران دفاع مقدس

آموزش ترجمه

ترجمه در دوران دفاع مقدّس

 

فرزانه فرحزاد (استاد دانشگاه علّامه طباطبایی)

چکیده

بررسی وضعیت ترجمه در هر دوران دریچه ای است به اوضاع جامعه در آن برهه از تاریخ. آن چه در دوران دفاع مقدس در حوزه ادبیات ترجمه شده در ایران اسلامی گذشت با همین فرض در قالب یک طرح پژوهشی بررسی شد. نتایج نشان داد در این دوران در حوزه رمان، تعداد ترجمه های مجدد و چاپ مجدد ترجمه های قبلی بیشتر از ترجمه های تازه بوده، آثار کلاسیک همواره پُر ترجمه و پُر چاپ بوده اند ، یعنی ادبیات نو آن زمان به بازار راه نداشته، امّا در حوزه داستان کوتاه، نشریات ادبی در ارایه فرم های نو پیشگام بوده‌اند. نتایج همچنین نشان داد که مهم ترین شیوه ترجمه در این دوران بومی سازی بوده است، یعنی در دوران پر تلاطم دفاع مقدس ترجمه در خدمت دو نیروی متقابل به کار رفته است. هم در صدد مقابله با ورود ادبیات ، مفاهیم و ارزش های نو، بیگانه و نا ایمن بوده است و هم به واسطه خاصیت ذاتی خود محمل ورود این مفاهیم بوده است. نقش اول در ترجمه رمان ها پر رنگ است و نقش دوم در ترجمه داستان های کوتاه در نشریات ادبی که در پی معرفی آثار و سبک های نو بوده اند.

کلیدواژگان: دفاع مقدس، ترجمۀ ادبی، ادبیات دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، ترجمه و دفاع مقدس.

۱ـ مقدمه

ایران در زمان کوتاهی شاهد دو واقعۀ تاریخی بود. نخست استقرار حکومت جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ و دوم آغاز جنگی که در رسانه های خارجی جنگ “ایران و عراق” نامیده می‌شد و در ایران بر آن نام “دفاع مقدس” نهادند. در میان التهاب‌های دورۀ دفاع مقدّس، مردم، خارج از جبهه‌ها و سنگر‌ها می‌زیستند و در این زیستن برای خود خوراک فرهنگی نیز تهیه می‌کردند. بخش مهمی ازاین خوراک فرهنگی را ادبیات و فرهنگ فراهم می‌کرد. در این میان، ترجمه نیز یکی از ابزار تولید ادبی بود. از طریق ترجمه، آثار ادبی و سینمایی ملل دیگر راه به جامعۀ آن دوران می یافتند. مقاله حاضر بر این فرض استوار است که بررسی جریان ترجمه در آن دوران می تواند بخشی از زوایای ناکاویدۀ عرصۀ ادبیات را در آن زمان  مشخص کند و تحلیل جریان های ترجمه در بستر جامعه و از نگاه جامعه شناختی می تواند به درک بهتر جامعه آن دوران در بستر تغییرات تاریخی کمک کند.

ارتباط میان ترجمه و جامعه از دیرباز در مطالعات ترجمه مطرح و بررسی شده است. ترجمه پژوهان غربی ترجمه را نوعی رفتار اجتماعی می دانند. از نظر آنها مترجم به نظام اجتماعی تعلق دارد، پس در جامعه تعریف می شود و نقشی اجتماعی دارد. متنی هم که او تولید می کند، یعنی متن ترجمه، در جامعه تولید و مصرف می شود. آنها همچنین معتقدند که چون جامعه و نهادهای اجتماعی، انتخاب، تولید، توزیع و مصرف ترجمه ها را بر عهده دارند. پس راهکارهای ترجمه را در هر جامعه و در هر دوران تعیین می کنند. ولف و فوکاری (۲۰۰۷، ص ۵) معتقدند با بررسی رابطۀ میان نویسنده، متن، ترجمه و خوانندگان آن در جامعه می توان به ویژگی های ترجمه در هر دوران پی برد. البته عکس این هم صادق است؛ یعنی با بررسی ویژگی های ترجمه و خوانندگان آن در جامعه هم می توان به بعضی نکات اجتماعی دست یافت. تحقیق حاضر نیز با این فرض انجام شد.

این تحقیق بر آن بود که با بررسی جریان ترجمه در حوزۀ ادبیات مکتوب داستانی بزرگسال در دورۀ دفاع مقدس بخشی از فضای فرهنگی مردم این مرز و بوم را در آن دوران شناسایی و معرفی کند. سوال‌های این تحقیق به شرح زیر است:

  1. در این دوران، چه ترجمه می‌شد؟
  2. در این دوران، از چه زبان‌هایی ترجمه انجام می‌شد؟
  3. علت انتخاب این آثار برای ترجمه چه بود؟
  4. راهکارهای ترجمۀ ادبیات داستانی در این دوران چه بود؟
  5. تلویحات ایدئولوژیک این انتخاب ها و راهکارها چیست؟

برای پاسخ دادن به سؤال های اول و دوم و سوم از نظریۀ نظام چندگانه اون زوهار   Even-Zohar  (۱۹۷۸) و برای پاسخ دادن به سؤال های چهارم و پنجم، از چارچوب مدل سه بعدی نقد ترجمه فرحزاد (۲۰۰۹/۲۰۱۲) استفاده شد.

۲-چارچوب نظری

الف ) برای پاسخ دادن به سؤال های اول، دوم و سوم از نظریۀ نظام چندگانه اون زوهار (۱۹۷۸/۲۰۰۰) استفاده شده است. طبق نظریۀ نظام چندگانۀ ادبی اون زوهار (۱۹۷۸/۲۰۰۰) ادبیات ترجمه شده  گاه “جایگاه اصلی” را در نظام ادبیات مقصد اشغال می کند و گاه “جایگاه فرعی” را.  جایگاه اصلی وقتی است که ادبیات ترجمه ای “نوآوری” دارد، “غیر متعارف” است، مدل ها یا ژانرهای نو را به ادبیات مقصد وارد می کند، و در ادبیات مقصد “اثرگذار” است، یعنی منجر به تولید صورت های نویی می شود که در نظام ادبیات مقصد جا باز می کنند و تغییر ایجاد می کنند. در این شرایط ترجمه ها مبدأ-مدار می شوند، یعنی راهکار غالب ترجمه  تحت اللفظی است  که موجب می شود متن مقصد رنگ و بوی بیگانه داشته باشد. ادبیات ترجمه ای وقتی جایگاه فرعی اشغال می کند که “تأثیری در نظام ادبیات مقصد ندارد”، “محافظه کار” است و صورت ها و قالب های جا افتاده و کلیشه ای را دنبال می کند. در این شرایط ترجمه مقصد-مدار می شود، یعنی ترجمه ای که رنگ و بوی بیگانگی ندارد. راهکار غالب در این جا روان سازی و طبیعی سازی است.

ب )  برای پاسخ دادن به سؤال های چهارم و پنجم، از مدل سه وجهی نقد ترجمه فرح‌زاد (۲۰۰۹/ ۲۰۱۲) استفاده شده است. در این مدل نقد ترجمه از دیدگاه تحلیل گفتمان انتقادی انجام می گیرد، یعنی انتخاب های ترجمه ای ابتدا تحلیل می شوند و سپس با توجه به مؤلفه های اجتماعی، سیاسی و تاریخی مربوط به زمان تولید متن های مبدأ و مقصد از لحاظ ایدئولوژیک تبیین می شوند.اساس این مدل  و مفاهیم اصلی آن به شرح زیر است.

به طور کلی گفتمان به رابطۀ میان متن و جامعه اشاره دارد و تحلیل انتقادی گفتمان به مسائلی چون نابرابری و تبعیض می پردازد که در جامعه وجود دارند و در متن خود را در قالب زبان نشان می دهند. پیش فرض چنین دیدگاهی آن است که زبان، قدرت، و ایدئولوژی به هم مرتبط اند، زبان محمل ایدئولوژی و متن عرصۀ ظهور و حضور ایدئولوژی است (فرکلاف، ۱۹۹۵) و هرچه در متن می آید یعنی کلمات، معناها و ساختارها، همه نشان از موضع گیری هایی دارد که موجب می شود بعضی گروه های اجتماعی در مرکز قدرت قرار بگیرند و بعضی دیگر به حاشیه رانده شوند.

اصطلاح  ایدئولوژی معانی و تعابیر مختلفی دارد که بعضی بیشتر و بعضی دیگر کمتر سیاسی هستند. در تعریف سیاسی تر، ایدئولوژی دارای بار معنایی منفی است و غالبا با مفاهیمی چون تحریف و سلطۀ سیاسی همراه است. اما در مطالعات ترجمه این اصطلاح به معنایی گسترده تر یه کار می رود و محدود به حوزۀ سیاسی نیست. پرز (۲۰۰۳، ص ۵) به نقل از وندایک (۱۹۹۸، ص ۴۸) آن را مجموعه ای از باورهای گروهی می داند و معتقد است ایدئولوژی به شیوه های تفکر، ارزش گذاری، و رفتارهایی مربوط می شود که در جامعه ترویج می شوند، بر آن حاکم می شوند و به صورت عرف در می آیند.

مدل فرحزاد (۱۳۹۰) انتخاب های مترجم  را در سه سطح متنی، پیرامتنی و نشانه ای تحلیل می کند و تلویحات ایدئولوژیک آن ها را بررسی می کند.

۳- مرور ادبیات

۳-۱- ترجمه و جامعه شناسی

بعضی رویکردهای موجود در مطالعات ترجمه عمدتاٌ ترجمه را در چارچوب جامعه شناسی بررسی می کنند.نظریه اسکوپوس (به نقل از ماندی، ۲۰۰۱) از نخستین دیدگاه های جامعه شناختی در این زمینه است. این نظریه که نقش گرا هم به حساب می آید، ترجمه را امری هدف مند می داند و بر آن است که مترجم باید هدفی را که سفارش دهندۀ ترجمه در سفارش خود ذکر می کند، دنبال کند و راهکارهای ترجمه را بر اساس آن تعیین و اجرا کند.

ورمیر (۲۰۰۶) همچنین در جایی دیگر از نظریۀ نظام های اجتماعی لومان استفاده می کند و ترجمه را “نظام اجتماعی جامعی” می داند که حاوی “نظام ها یا زیر-نظام های دیگری” است (ص. ۶). ورمیر (۲۰۰۶، ص ۲۳) سیستم را این گونه تعریف می کند: “سیستم یعنی نظم و ساختار و روابط منظم میان عناصر هر ساختار”. ورمیر (۲۰۰۶، ص ۱۴)  می گوید “اساس نظریۀ لومان مشاهده است” که همواره تابع دیدگاه خاص مشاهده کننده است وهر نظام می تواند خود را نیز مشاهده کند”. ورمیر(همان جا)  می گوید ترجمه از فرآیندها، رویداد ها و نتایجی که طی دوران پدیدآمدنش رخ داده است، استفاده می کند و در حقیقت خودش را مشاهده می کند.

دیگر رویکرد اجتماعی به ترجمه، نظریه اون زوهار(۱۹۹۰) با عنوان نظام چندگانه ادبیات، به نقش ادبیات ترجمه شده در نظام های ادبی و تاریخی جامعۀ مقصد می پردازد. این نظریه سرآغاز مطالعات توصیفی در ترجمه بوده است. بر اساس این نظریه، ادبیات نظامی پویا، نقش مند و لایه ای است و حاوی چندین شاخه و زیر شاخه است که ادبیات ترجمه شده یکی از آنها است. در این نظریه نظام ها بسیار سلسله مراتبی هستند و همواره بر سر احراز جایگاه اصلی در ادبیات مجاز، یعنی ادبیاتی که جامعه آن را پذیرفته و ترویج آن را مجاز می داند، در نزاع هستند. در این نظریه ادبیات ترجمه شده به محض آن که به جامعۀ مقصد راه می یابد دیگر جزئی از جامۀ مقصد است زیرا می تواند منشأ اثراتی در آن باشد. یعنی از طریق ادبیات ترجمه شده ژانر ها یا سبک ها یا نگرش های ادبی گوناگون به ادبیات مقصد راه می یابند و موجب تغییر و گسترش آن می شوند. اون زوهار (۱۹۹۰) بر آن است که نسبت ادبیات ترجمه شده به ادبیات تولید شده همواره در جوامع گوناگون و در دوره های مختلف تاریخ تغییر می کند. یعنی گاه حجم ادبیات تولید شده بیشتر از ادبیات ترجمه شده می شود و گاه بر عکس. از نظر او تغییر این نسبت تابع شرایط اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، و گاه سیاسی است.

رویکرد جامعه شناختی دیگری که به مطالعات ترجمه راه یافت رویکرد هنجار مدار است که با کار ترجمه پژوهانی چون توری، هرمانز و دیگران در دهه ۱۹۹۰ مطرح شد. آنها به مفهوم هنجار یا عرف در ترجمه می پردازند و معتقدند هنجارها ساختارهای اجتماعی را می سازند، پس بررسی رابطۀ جامعه و ترجمه باید هنجارهای اجتماعی را در نظر بگیرد چون این هنجارها به نوبۀ خود عرف های زبانی و در نتیجه عرف های ترجمه ای را می سازند. از نظر آنها، هنجارها در همۀ مراحل ترجمه دخیل هستند؛ مثلاً در مرحلۀ انتخاب متن و تصمیم گیری دربارۀ اینکه چه ادبیاتی باید ترجمه شود و کدام الگوهای ادبی باید از راه ترجمه وارد ادبیات مقصد شود، و نیز در مرحلۀ تعیین راهکارهای ترجمه، یعنی اینکه ادبیات انتخاب شده باید چگونه ترجمه شود تا قابل چاپ و توزیع در جامعۀ مقصد باشد. در اینجا بررسی و تحلیل هنجارها یا عرف های ترجمه ای که در دوران خاصی در هرجامعۀ مقصد رایج است، می تواند نشان بدهد که جامعۀ مقصد رابطۀ مبدأ چگونه می بیند و آن را چگونه در زبان منعکس می‌کند.

چسترمن (۲۰۰۷، ص ۱۷۹) معتقد است ترجمه ها می توانند در جوامع مقصد منشأ اثر باشد. او می گوید وقتی ترجمه ای را می خوانیم، نخستین تأثیر آن تأثیری شناختی است، به این معنا که همواره در مورد کیفیت، صحت و روانی آن می اندیشیم و قضاوت می کنیم. به عبارت دیگر همچنان که متن ترجمه را می خوانیم با آن تعامل می کنیم. از نظر او این تعامل هم ذهنی است (مانند وقتی که در مورد کیفیت ترجمه می اندیشیم و قضاوت می کنیم) و هم عاطفی. او همچنین به تأثیرات فرهنگی ترجمه توجه می کند، از جمله ترویج یک نوع ادبی خاص یا یک سبک ادبی خاص در جامۀ مقصد، تغییر هنجارهای ترجمه ای در جامعۀ مقصد، تغییر برداشت های رایج از فرهنگ مبدأ در جامۀ مقصد، و نظایر اینها. چسترمن (۲۰۰۶) بر آن است که هنگامی که به جامعه شناسی ترجمه می پردازیم، در واقع به هر سه حوزه زیر توجه داریم: محصول ترجمه، مترجم و روند ترجمه (۲۰۰۶، ص ۱۲) و تحقیق در ترجمه با بافت های فرهنگی و اجتماعی و شناختی ارتباط دارد (۲۰۰۶، ص ۱۱).

هرمانز (۲۰۰۷( از متن شروع می کند و ترجمه را به صورت یک نظام اجتماعی که در متن منعکس است بررسی می کند. هرمانز (۲۰۰۷، ص ۶۶) ترجمه را نوعی نظام اجتماعی نقش مند می داند و از نظر او، نقش این نظام اجتماعی آن است که دامنۀ ارتباطات جامعه های زبانی مختلف را گسترش دهد و معتقد است این نظام از طریق زبان و متن خود جوامع را معرفی و بازنمایی می کند. هرمانز بر آن است که ترجمه ها هرگز با هیچ متن مبدأ ای برابر نیستند و باید آنها را به صورت متن های تازه و مستقل در نظر گرفت. ادبیات در واقع بازنمایی جامعه در متن است؛ و نقش ترجمه بازنمایی جنبه هایی از اجتماع است که در متن آمده است؛ پس ترجمه در واقع انعکاس جامعۀ مبدأ در متن مبدأ را بار دیگر در جامعۀ مقصد و درمتن مقصد بازنمایی می کند. از نظر هرمانز، ترجمه نوعی گفتمان ثانوی است که نمایندۀ نوعی گفتمان دیگر است.

توجه به مناسبات قدرت در مطالعات ترجمه با رویکرد مکتب تحریف[۱]، توسط لوفور، بسنت و هرمانز (۱۹۸۵) آغاز شد و در دهۀ ۱۹۹۰ رونق گرفت. ویدال و آلوارز (۱۹۹۶، ص ۲) معتقدند مترجم می تواند فرهنگ و ادبیات را تحریف کند و موجب تغییراتی در جامعۀ مقصد شود. ونوتی (۱۹۹۵، ص ۱۹) ترجمه را کاری فرهنگی-سیاسی می داند که تصویری از هویت مردم جامعۀ مبدأ در جامعۀ مقصد می سازد، هویتی که خود نشان از ایدئولوژی دارد. از نظر او، این تصویر یا با ارزش های رایج در فرهنگ مقصد سازگار است یا خلاف آنها است. ونوتی می گوید ترجمه یکی از مهم ترین ابزار معرفی فرهنگ ها است و با تصویری که از جامعه، یا جوامع مبدأ فراهم می آورد، موجب می شود برداشت های خاصی از آنها در جوامع دیگر پدید آید.

تیموکزکو و گنتزلر (۲۰۰۲، مقدمه) معتقدند که دور فرهنگی در مطالعات ترجمه در واقع باید “دور قدرت” نام بگیرد.آنها قدرت و فاعلیت و اختیار را محصول گفتمان های غالب در دوره های تاریخی می داند.آنها بر این باورند که ترجمه ها جنبه هایی از “دیگری” را وارد فرهنگ مقصد می کنند و در تغییرات فرهنگی نقش دارند و با سلطۀ فرهنگی و مقاومت فرهنگی یعنی با قدرت مرتبط هستند. از نظر آنها قدرت نه تنها به معنای اعمال نیروی فیزیکی، بلکه به معنای اعمال کنترل و تحمیل اختیار است. آنها ترجمه را در فضای استعمار، ابزاری می دانند که دو نقش متفاوت دارد؛ هم در خدمت قدرت استعمارگر است و هم وسیله ای است که مستعمره برای مقاومت در برابر استعمارگر به کار می گیرد. آنها معتقدند ترجمه ها همیشه موضع گیری دارند و در نتیجه بازنمایی جوامع مبدأ در آنها با موضع گیری ایدئولوژیک توأم است. به این ترتیب، ترجمه عرصۀ رویارویی گفتمان های مبدأ و مقصد است. البته از نظر این دو ترجمه پژوه، راهکاری به نام راهکار قدرت در ترجمه وجود ندارد؛ بلکه راهکارهای ترجمه می توانند در خدمت قدرت به کار بروند و هر یک از دو جامعۀ مبدأ یا مقصد را در مرکز قدرت قرار دهند یا به حاشیه برانند.

ونوتی (۱۹۹۲) با استفاده از دیدگاه های فوکو، ترجمه را کاری می داند در خدمت بازنمایی هویت در چارچوب قدرت. از نظر او، هنگام ترجمه ادبیات از زبانی که به حاشیه رانده شده است و در عرصۀ قدرت جایگاه بارزی ندارد به زبانی که در جایگاه قدرت قرار دارد، استفاده از روش بومی سازی، هویت جامعۀ مبدأ را مخدوش می کند، ادبیات بیگانه را به زبان آشنا و خودی عرضه می کند و باعث می شود خوانندۀ مقصد فکر کند که ادبیات بیگانه همان ادبیات خودی است و به این ترتیب در ادبیات “دیگری” خود را ببیند و “خود شیفتگی اش” ارضا شود (۱۹۹۲، ص ۵). او معتقد است برای حفظ هویت جامعۀ مبدأ باید از روش بیگانه سازی و راهکار ترجمۀ لفظ به لفظ استفاده کرد تا در این نابرابری قدرت جامعه ای که به حاشیه رانده شده است امکان حضور پیدا کند.

اسپیوک (۱۹۹۲ / ۲۰۰۰)، تحت تأثیر فلسفۀ ساختارشکنی دریدا و نظریۀ پسا استعماری و دیدگاه های فمنیستی، معتقد است ترجمه نوعی کار سیاسی است که موجب می شود ترجمۀ ادبیات جوامع به حاشیه رانده شده به زبان قدرت، جامعۀ هژمونیک نیرومند تر کند و هویت جامعۀ مبدأ را بپوشاند. او بر خلاف ونوتی، ترجمه را دوقطبی نمی بیند؛ اما همچون ونوتی، ترجمه لفظ به لفظ را توصیه می کند و معتقد است که ترجمۀ لفظی اصطلاحات فرهنگی و عناصر بلاغی از جمله استعاره و تشبیه های بدیع می تواند دریچه ای باشد برای درک اندیشه و احساس جوامع مقصد. اسپیوک در ترجمه به دنبال معادل نیست؛ آنچه او می جوید برابری و توازن قدرت میان جوامع کم قدرت و پر قدرت از طریق ترجمۀ لفظی است.

چسترمن (۲۰۰۶) از بوردیو صحبت می کند و مفهوم “حوزه” را در نظریۀ بوردیو مطرح می کند و معتقد است “مترجم ها فاعلان مختاری هستند که برای رسیدن به جایگاه قدرت با هم رقابت می کنند” (۲۰۰۶، ص ۱۳). مفهوم دیگری که او از بوردیو مطرح می کند، عادت واره ( habitus ) است که شامل “جنبه های روانشناختی و عاطفی” مترجمان است و مفاهیمی چون “الگوی رفتاری، تصویر از خود و هویت جمعی” را در بر می گیرد.

۴- روش شناسی

تحقیق حاضر، توصیفی و تبیینی است و پدیدۀ ترجمه در دوران دفاع مقدّس را در “بافت طبیعی” آن (ویلیامز و چسترمن، ۲۰۰۲، ص ۶۲) بررسی می‍کند.

این تحقیق  دارای دو بخش است  و  روش کار در هر بخش متفاوت است. بخش اول تحقیق کتابخانه ای   و کمّی است وبخش دوم پیکره ای و کیفی است.

۴-۱- بخش اول: بخش کمّی

در بخش اول تحقیق، ابتدا فهرستی از آثار ادبیات بزرگسال (اعم از رمان و داستان کوتاه) که در دوران دفاع مقدّس به صورت کتاب  یا پاورقی نشریات به چاپ رسیده است، تهیه شد تا نخست معلوم شود در این دوران جامعه چه نوع ادبیات ترجمه شده‍ای را می‌خوانده است.در واقع، بخش اول تحقیق در پی آن بود که پرسش های اول، دوم و سوم تحقیق را پاسخ دهد.

داده های مربوط به این بخش از دو منبع فراهم شد: دستۀ اول داده ها ، عناوین رمان ها و مجموعه داستان ها را در بر می گیرد و دستۀ دوم شامل عناوین همۀ داستان های کوتاهی می شود که در این سال‌ها ترجمه و در مجلات ادبی به چاپ رسیده است. دستۀ اول داده ها از روی فهرست ها و نمایه‍هایی که اطلاعات مربوط به چاپ ادبیات ترجمه شده را منتشر کرده‍اند استخراج شد، از جمله فهرست آستان قدس، فهرست کتیبه، فهرست‍های خانۀ کتاب ایران، فهرست‌های ارشاد، و مراجعی نظیر فهرست آثار مترجَم.

دستۀ اول داده ها (رمان ها) بر اساس مقوله های زیر طبقه بندی شد:

  1. عنوان در زبان مبدأ
  2. عنوان در زبان فارسی
  3. نام نویسنده
  4. نام مترجم
  5. نام ناشر
  6. تاریخ انتشار در زبان مبدأ
  7. تاریخ انتشار ترجمه
  8. محل چاپ ترجمه
  9. نوع ادبی (رمان {تاریخی، جنایی، اجتماعی، عاشقانه، زندگی نامه، کلاسیک، تخیلی} و مجموعه های داستان کوتاه)
  10. نوبت ترجمه
  11. نوبت چاپ
  12. زبانی که از آن ترجمه انجام شده است.

دستۀ دوم داده ها از داستان های کوتاهی که در مجله های ادبی از ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۷، یعنی تا پایان دوران دفاع مقدس، در ایران چاپ شده بودند، استخراج شد. این مجلات به شرح زیر است:

آدینه

کیهان فرهنگی

سروش

دنیای سخن

کتاب جمعه

دراین بخش  داده ها بر اساس مقوله های زیر طبقه بندی شدند:

عنوان در زبان مبدأ

عنوان در زبان انگلیسی

عنوان فارسی

نام نویسنده

نام مترجم

نام نشریه

شماره نشریه

شماره صفحات

تاریخ چاپ در زبان مبدأ

تاریخ چاپ فارسی

اطلاعات پیرا متنی (وجود توضیح دربارۀ نویسنده، وجود پانوشت و/یا معرفی داستان).

۴-۲ بخش دوم: بخش کیفی

هدف بخش کیفی آن بود که پاسخی برای پرسش های چهارم و پنجم تحقیق بیابد، یعنی راهکارهای ترجمه و تلویحات ایدئولوژیک آن ها. ناگفته پیداست که بررسی همه آثار در این جا ممکن نبود و نیست. پس  برای این کار، در بخش رمان ها، پیکره کوچکی تشکیل و تحلیل شد. اما در بخش داستان کوتاه، چون تعداد داستان ها کم بود، همه آن ها تحلیل شدند.

پیکره

پیکره این تحقیق دو بخش دارد.

بخش اول حاوی رمان پر فروش “سالار مگسها” و ترجمه های آن است. علت انتخاب این اثر آن است  که طبق داده های این تحقیق، “سالار مگسها”  تنها رمانی است که با آنکه ترجمۀ قدیمی آن در بازار بوده است، چهار ترجمۀ جدید از آن در یک سال (۱۳۶۳) به چاپ رسیده است. در اینجا سه ترجمۀ این رمان که  در  بازار کتاب  موجود  بود، در  چارچوب  مدل سه وجهی نقد ترجمه (فرحزاد، ۲۰۰۹) با هم مقایسه و با اصل مقابله شدند.

رمان “سالار مگسها” اثر ویلیام گلدینگ نخستین بار در سال ۱۹۵۲ به چاپ رسید. اولین ترجمۀ آن به قلم جواد پیماندار و با عنوان “خداوندگار مگسها” در سال ۱۳۵۱ در ایران به چاپ رسید. سپس در سال ۱۳۶۳ چهار ترجمۀ جدید از آن راهی بازار شد که سه تای آنها در اینجا در سه سطح متنی، پیرا متنی و نشانه شناختی نقد و تحلیل شده است. مشخصات این ترجمه ها به قرار زیر است:

  1. ۱. “بعل زبوب“، ترجمه م آزاد، چاپ اول (۱۳۶۳)، تیراژ ۵۰۰۰ جلد، سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار.
  2. سالار مگسها“، ترجمه دکتر رضا دیداری، چاپ اول بهار (۱۳۶۳)، تیراژ ۳۰۰۰ نسخه، نشر افراشته.
  3. سالار مگس ها“، ترجمه حمید رفیعی، چاپ اول (نوروز ۱۳۶۳)، تیراژ ۵۰۰۰ نسخه، انتشارات بهجت.

بخش دوم پیکره همه داستان های کوتاهی را در بر می گرفت که در سال های دفاع مقدس ترجمه آن ها در نشریات ادبی چاپ شده بود.

۵- نتایج

نتایجی که  پس از تحلیل داده ها به دست آمد، به تفکیک سوال های تحقیق به شرح زیر است:

سوال اول: در دوران دفاع مقدس چه  نوع آثاری در حوزه ادبیات بزرگسال ترجمه می شد؟

الف ) در حوزه رمان

تحلیل داده های بخش کمّی این تحقیق حکایت از آن دارد که در حوزۀ رمان ، محبوبیت اول از آنِ رمان های بلند، آثار کلاسیک و رمانتیک است ، دوم چاپ ها و ترجمه های مجدد از آثاری که پیشتر نیز توانسته بودند مهر تأیید وزارت ارشاد را به دست آورند و امکان آن را داشتند که با ویرایش یا ترجمۀ مجدد و یا بدون هیچ تغییری چاپ شوند ، و سوم  آثاری که با هنجارهای اخلاقی، سیاسی و اجتماعی آن دوران در تضاد نبودند. در خلال این سال ها در مجموع ۹۸۸ عنوان رمان ترجمه شده (اعم از آثاری که برای نخستین بار یا چندمین بار ترجمه شدند) و به چاپ رسیده است. اطلاعات مفصل در این باره  به تفکیک موضوع در این جا می‌آید.

رمان های پر ترجمه

الیور توئیست، آرزوهای بزرگ و دیوید کاپرفیلد، هرسه به قلم چارلز دیکنز جزء آثاری بودند که بیشترین تعداد ترجمۀ مجدد را داشتند . غیر از این سه اثر، دیگر آثار پرترجمۀ این سال ها کنت مونت کریستو اثر آلکساندر دوما، ربه کا اثر دافنه دوموریه، ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین، سالار مگس ها اثر ویلیام گلدینگ، پیرامون اسارت بشر اثر سامرست موام و دور دنیا در هشتاد روز اثر ژول ورن هستند.

نویسندگان پُرچاپ

میکا والتاری، با تنها یک عنوان اثر(سینوهه پزشک مخصوص فرعون)، اما  در مجموع ۱۹ بار چاپ مجدد، پُرچاپ ترین نویسندۀ این سالها بوده است. جالب آنکه از این نویسندۀ ناشناس اثر دیگری ترجمه نشده است. چارلز دیکنز، با سه عنوان اثر (الیور توئیست، آرزوهای بزرگ و دیوید کاپرفیلد)، دیگر نویسندۀ پرچاپ این سال ها است که از سه اثر او در مجموع ۱۹ ترجمۀ مجدد و چاپ مجدد انجام شد. دو اثر ژول ورن، دور دنیا در هشتاد روز و میشل استروگف، در این سال ها، مجموعاً هفت بار ترجمۀ مجدد شدند و این ترجمه ها مجموعاً ۱۴ بار چاپ مجدد شدند. دافنه دوموریه دیگر نویسندۀ پُرچاپ این سال ها است. ربه کا، در دورۀ جنگ، چهار بار ترجمۀ مجدد شد و این ترجمه ها در مجموع به ۱۴ بار چاپ مجدد رسیدند. فئودور داستایوفسکی تنها نویسنده ای است که در این دوران چهار عنوان از آثارش (برادران کارامازوف، آزردگان، جنایات و مکافات و تسخیر شدگان) ترجمه یا چاپ مجدد شد. یکی از آثار، تسخیر شدگان، برای اولین بار ترجمه شد. از این چهار عنوان اثر، مجموعاً ۱۷ ترجمه و چاپ مجدد انجام شد.

فئودور داستایوفسکی، جک لندن، ژول ورن و دافنه دوموریه نه تنها نویسنده های پُرچاپ دوران دفاع مقدس هستند (به لحاظ تعداد ترجمه یا چاپ مجدد)، بلکه همچنین  نویسنده هایی هستند که بیشترین عنوان اثر از آنها در خلال این سال ها ترجمه شده است.

ب) در حوزه داستان کوتاه

در حوزۀ داستان های کوتاه چاپ شده در مجلات، بررسی نشان داد که در ابتدای دهۀ ۶۰، ادبیات ترجمه شده جایی در نشریات ادبی نداشته است و تازه ازسال ۱۳۶۶ این نوع ادبیات به نشریات راه یافت.

در دوران دفاع مقدس در مجموع ۳۰ عنوان داستان کوتاه و سه رمان کوتاه که به طور کامل یا ناقص به صورت پاورقی در مجلات چاپ شده است. پس دو ژانر ادبیات خارجی در مجله ها ترجمه می شد و به چاپ می رسید: اول داستان های کوتاه و دوم رمان های کوتاهی که در چند شماره چاپ می شدند. داستان های کوتاه دو دسته بودند: یکی داستان های کوتاهی که نویسندگان نام آشنایی داشتند، ازجمله شروود اندرسون، کاترین مانسفیلد، ارنست همینگوی، گابریل گارسیا مارکز و آنتوان چخوف و دیگر آنهایی که نویسندگان کمابیش کم آوازه تری داشتند و جزء ادبیات نو آن دوران به حساب می آمدند، از جمله هاینریش بل، دینو بوتزاتی و خولیو کورتازار.

داستان هایی که در این دوران ترجمه و چاپ شده است اکثراً رئالیستی هستند.از مجموع ۲۷ عنوان داستان کوتاه، ۱۷عنوان دارای سبک رئالیسم و هفت داستان دارای سبک رئالیسم جادویی هستند.

سوال دوم: در این دوران از چه زبان هایی ترجمه می شد؟

الف ) در حوزه رمان

زبانی که بیشترین تعداد رمان از آن ترجمه شده است، انگلیسی است  با فراوانی ۳۹/۴۳ درصد. علت این امر شاید آن باشد که زبان انگلیسی از مدت ها قبل رو به رواج بود و ادبیات ملل غیر انگلیسی زبان از اواسط قرن بیستم با وساطت زبان انگلیسی و از طریق ترجمه های انگلیسی در جهان توزیع شد. پس از انگلیسی، زبان های فرانسه ، با فراوانی ۳۴/۲۹درصد و روسی با فراوانی ۸۶/۱۰درصد دارای بیشترین ترجمه هستند. کمترین تعداد ترجمه مربوط به زبان های رومانیایی، سوئدی و لهستانی است.  البته  در بعضی موارد انگلیسی و فرانسه زبانهای میانجی بودند.

ب) در حوزه داستان کوتاه

بیشتر داستان ها (حدود ۲۰ داستان) از انگلیسی ترجمه شده اند؛ چهار داستان از زبان فرانسه و یک رمان کوتاه از زبان روسی که در هفت شماره به چاپ رسیده است.

پس در هر دو مورد  زبان غالب در این دوره زبان انگلیسی و پس از آن فرانسه بوده است.

سوال سوم : علت انتخاب این آثار برای ترجمه چه بوده است؟

الف) در حوزه رمان

به طور کلی ، رمان های بلند در این دوران بسیار محبوب بوده اند. رمان های بلند به طور سنتی، آثار کلاسیک و رمانتیک  هستند . محبوبیت ترجمانی آن ها حکایت از آن دارد که کتابخوانان جامعه زمان زیادی برای خواندن در اختیار داشتند. شاید علت دیگر اقبال این آثار را باید در درونمایه های آنها جستجو کرد: آثار رمانتیک عموماً بیانگر احساسات و عواطف عالی انسانی هستند و شاید با فضای جامعه ای که دستخوش جنگی ناخواسته شده بود هماهنگ بوده است.

ترجمه های مجدد

نگاهی اجمالی به عناوینی که در این دوران تجدید چاپ و ترجمه می شدند، نشان می دهد که علل مهم تری هم مطرح بوده است.

اول آن که بسیاری از آثاری که در خلال آن سال ها تجدید چاپ و ترجمه شدند آثاری بودند که به لحاظ محتوایی، با هنجارهای اجتماعی، اخلاقی و سیاسی آن دوران در تضاد نبودند، یا حداقل ترجمۀ آنها مستلزم شکستن هیچ هنجار مذهبی و اجتماعی خاصی نمی شده است. شاهد این موضوع درون مایه اکثر این رمان های بلند است .

دوم آن که در این دوره مترجمان و ناشران ترجیح می دادند به جای عرضۀ آثار ادبیات جدید که می بایست به تأیید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می رسید، آثاری را به بازار عرضه کنند که قبلاً مهر تأیید بر آنها قرار گرفته بود و نیاز به دریافت تأییدیه جدید نداشت و یا هنوز می توانست از وزارت ارشاد اجازۀ چاپ بگیرد.

سوم آن که برخی از آثاری که پیش از انقلاب ترجمه شده بودند، پس از انقلاب با ویرایش و تصحیح جدید روانۀ بازار شدند. این امر حکایت از تغییر موضع سیاسی جامعه دارد. برخی از مفاهیمی که با عناصر فرهنگ  ایرانی-اسلامی هماهنگ نبودند، در این ترجمه های مجدد تغییر داده شدند یا حذف شدند تا با فضای فرهنگ ایرانی-اسلامی پس از انقلاب و دستخوش جنگ هماهنگ شوند.

چهارم آن که به دلیل محدودیت های بسیار، از جمله جنگ عراق، دولت امکان وارد کردن کتاب های خارجی را نداشت و در نتیجه مترجمان و ناشران  از دسترسی به ادبیات روز محروم بودند. اولین نمایشگاه کتاب در سال ۱۳۶۶ در تهران آغاز به کار کرد و هدف آن بیشتر وارد کردن کتاب های علمی و فنی بود، نه ادبیات. به علاوه، در آن دوران هنوز اینترنت جهانی نشده بود یا دست کم در اختیار ایرانیان قرار نداشت. پس در واقع، دسترسی به ادبیات بیگانه بسیار مشکل بود. این امر سبب شده بود که مترجمان و ناشران روی به آثاری آورند که نسخه‌های زبان مبدأ آن ها در بازار یا کتابخانه ها موجود بود  حتّی اگر قبلا هم ترجمه شده بودند.

ب ) در حوزۀ داستان های کوتاه

داستان هایی انتخاب و چاپ می شدند که تضادی با شرایط فرهنگی و سیاسی جامعۀ آن زمان نداشتند.  به نظر می رسد علت انتخاب داستان ها ، اول معرفی ادبیات نوی آن زمان و نویسندگانی بوده  که کمتر شناخته شده بودند، زیرا  در بسیاری موارد ترجمه ها با توضیحاتی در مورد نویسنده و تحلیل آثار او همراه بودند، به ویژه در نشریه کیهان فرهنگی .  نویسندگانی چون  ر.ک. نارایان، دومینکو رئا، بپه فنولیو، خولیو کورتازار، خوان رولفو، ریموند کوئو، آتزیو تادئی، کارلوس مونتالا و ایلیا ارنبورک از آن جمله اند.

معرفی نویسندگان و آثار جدید ادبیات جهان، در حوزۀ داستان کوتاه و در مجله ها بیشتر صورت گرفته است تا در حوزۀ رمان. پیداست که نشریات آمادگی  و امکان بیشتری برای معرفی نویسندگان و سبک های جدیدتر داشتند.

سوال چهارم: راهکارهای ترجمه ادبیات داستانی در این دوران چه بوده است؟

در سطح متنی ، پر استفاده ترین راهکار افزایش است که غالبا منجر به تصریح شده است.  پس از آن راهکار حذف پر بسامد ترین است. تحلیل موارد افزایش و حذف نشان می دهد که راهکار اول در خدمت طبیعی سازی و بومی سازی بوده و راهکار دوم در خدمت انواع سانسورهای اخلاقی و مذهبی.

به علاوه، نگاهی کلی به ترجمه هایی که در این سالها چاپ شده است نشانگر دو امر است. نخست آنکه ترجمه هایی که به دست مترجمان صاحب نام تولید شده است عموماً بر اساس دو اصل “بیگانه زدایی”  و”طبیعی سازی” استوار بوده است. پس “روانی ترجمه و سلاست آن”، معیار غالب شد، چندان که موضوع ویرایش ترجمه در خدمت این دو اصل مطرح شد. نقدهای ترجمه در مجلات عمدتاً احتراز از ترجمۀ تحت اللفظی و گرته برداری های معنایی و نحوی را توصیه می کردند و درستی و نادرستی ترجمه را تا حد زیادی در چارچوب “روانی و مصطلح بودن زبان” آن بررسی می کردند.

دیگر آنکه تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی و تطابق جامعه با موازین بعد از انقلاب مستلزم بازنگری محتوایی ادبیات ترجمه شده بود. در نتیجه حذف (و گاه سانسور) به یکی از راهکارهای رایج تبدیل شد که گاه به دست مترجم اعمال می شد و گاه به دست ناشر یا مقام های ذیربط. نمونۀ آن حذف فصلی از رمان خرمگس در چاپ بعد از انقلاب است که سبغۀ غیر اسلامی دارد.

راهکارهایی که در خدمت دو اصل بیگانه زدایی و طبیعی سازی اعمال می شده عبارتند از:

الف) افزایش ، در سطح انتخاب های واژگانی و مفاهیم،

ب) حذف ، در سطح واژگان و مفاهیم که گاه به صورت سانسور در می آمد.

در سطح پیرا متنی ، بررسی نشان داد که پانویس ، مقدمه یا پیشگفتار مترجم ها و ناشران در رمان های ترجمه شده و نیز یادداشت مترجم در کنار ترجمه داستان های کوتاه، به موارد زیر پرداخته اند:

اطلاعاتی در مورد خود اثر، سبک و نویسنده، علت انتخاب اثر برای ترجمه، موضع گیری مترجم به نفع یا علیه اثر، واطلاعاتی در مورد شیوه کار مترجم و راهکار های او.

باید دانست که اطلاعات پیرامتنیِ داستان های کوتاه  نشان می دهد که مجلات در معرفی نویسندگان و سبک های ادبی تازه پیشگام بودند.

در سطح نشانه شناختی راهکار غالب در مورد رمان و داستان کوتاه تفاوت دارد. در ترجمه رمان دو راهکار اصلی عبارتند از:

رازآمیزی (exoticizing ) به  معنای عجیب و پر رمز و راز جلوه دادن

سیاست گرایی (politicizing  ) به معنای اعمال دیدگاه سیاسی مترجم یا ناشر در تصویر پردازی.

در داستان کوتاه غالب تصاویر ساده، سیاه قلم و با حداقل کار گرافیکی ترسیم شده اند و راهکار اصلی ، تصویر پردازیِ هماهنگ با موضوع است. تصویرها تا حدّی خشن و شاید تحت تأثیر و در عین حال نمایانگر شرایط دوران جنگ است.

سوال پنجم: تلویحات ایدئولوژیک این راهکارها چه بوده است؟

اعمال این راهکارها در ترجمه سه تلویح ایدئولوژیک دارد :

نخست بیگانه زدایی و کم کردن فاصلۀ بین خود و دیگری، زیرا متن ترجمه به علت طبیعی سازی و بومی سازی ، روان و خودی به نظر می آمد،

دوم ورود ارزش ها و باورهای بیگانه در جامۀ خودی به جامعه، زیرا به رغم روانی و خودی شدن بعضی مفاهیم ، همه چیز را نمی شد با هنجارهای زمانه هماهنگ کرد و تغییر داد،

آخر نقش دوگانۀ ترجمه در مقابله با ارزش های بیگانه (از طریق بومی سازی و رعایت هنجارهای مقصد) و در عین حال تثبیت آنها (از طریق انعکاس ناگزیرارزش ها و مفاهیم بیگانه، که نقش اجتناب ناپذیر هر ترجمه ای است).

۶-نتیجه گیری

یکی از چارچوب های نظری این تحقیق نظریۀ نظام چندگانۀ ادبی[۲] اون زوهار (۱۹۷۸/۲۰۰۰) است.  طبق این چارچوب ادبیات ترجمه شده  گاه “جایگاه اصلی” را در نظام ادبیات مقصد اشغال می کند و گاه “جایگاه فرعی” را.  جایگاه اصلی وقتی است که ادبیات ترجمه ای “نوآوری” دارد، “غیر متعارف” است، مدل ها یا ژانرهای نو را به ادبیات مقصد وارد می کند، و در ادبیات مقصد “اثرگذار” است، یعنی منجر به تولید صورت های نویی می شود که در نظام ادبیات مقصد جا باز می کنند و تغییر ایجاد می کنند. در این شرایط ترجمه ها مبدأ-مدار می شوند، یعنی راهکار غالب ترجمه  تحت اللفظی است  که موجب می شود متن مقصد رنگ و بوی بیگانه داشته باشد. ادبیات ترجمه ای وقتی جایگاه فرعی اشغال می کند که “تأثیری در نظام ادبیات مقصد ندارد”، “محافظه کار” است و صورت ها و قالب های جا افتاده و کلیشه ای را دنبال می کند. در این شرایط ترجمه مقصد-مدار می شود، یعنی ترجمه ای که رنگ و بوی بیگانگی ندارد. راهکار غالب در این جا روان سازی و طبیعی سازی است.

تحلیل روند “انتخاب” آثار برای ترجمه (اون زوهار،۱۹۹۰، ص ۴۶)  حکایت از این دارد که به رغم تغییر شرایط سیاسی و فرهنگی، در حوزۀ رمان، ترجمه در دوران دفاع مقدس، در خدمت “نوآوری” (۱۹۹۰، ص ۴۶) نبوده است و بیشتر در پی تکرارالگوهای مقصد بوده است و تنها با “هنجارهای” مقصد خود را وفق می داده است (۱۹۹۰، ص ۴۸) بی آن که توان اعمال “نفوذ” بر نظام ادبیات مقصد را داشته باشد.

کثرت ترجمه ها و چاپ های مجدد نشان می دهد که ادبیات ترجمه شده در این دوران پویایی نداشته است و به جای معرفی نوآوری ها و همگامی با ادبیات جهان، صورت ها وسبک های کلیشه ای را همچنان تثبیت می کرده، و معیارهای این کلیشه ها را تقویت می کرده است . جامعۀ در حال جنگ بیش از آنکه دغدغۀ ادبیات نو و سبک های جدید را داشته باشد، به کلیشه روی آورده بود که آشنا بود و رویارویی با آن نیاز به صرف نیرو و انرژی نداشت .اما این نگرش  موجب ایستاییِ ادبیات ترجمه ای می شد . تنها مواردی که گاه این ایستایی اندکی مختل می شد معدود داستان های کوتاه ترجمه شده ای بود که به طور پراکنده و به صورت غیر نظام مند در مجلات چاپ می شد. این ترجمه ها،  چنان که نتایج نشان داد ، راهی متفاوت با ترجمۀ رمان پیمودند و نقش دیگری  یافتند. این ها ابزاری شدند برای معرفی بخشی از ادبیات نوی بیگانه آن دوران و معرفی بعضی نویسندگان مطرح خارجی و گاه سبک های نوی آنها به جامعه، که طرح آن ها از طریق ترجمه رمان ممکن نبود. انتخاب داستان ها ، سبک های ادبی و راهکارهای ترجمه ای در حوزۀ داستان کوتاه در مجلات همین را نشان می دهد. با این حال تعداد اندک این داستان ها، عمر کوتاه مجلات و تعداد کم خوانندگان آن ها در قیاس با خوانندگان رمان، موجب می شد تأثیرگذاری آنها بسیار ناچیز باشد.

پس در سال های پر تلاطم دفاع مقدس ترجمه درخدمت دو نیروی متقابل به کار رفته است؛ هم در صدد مقابله با ورود ادبیات، مفاهیم و ارزش های بیگانه، ناایمن و جدید بوده است و هم به واسطۀ خاصیت ذاتی خود محمل ورود این مفاهیم بوده است. نقش اول در ترجمۀ رمان ها پررنگ است و نقش دوم در ترجمۀ داستان های کوتاه در مجلات که همواره درصدد معرفی آثار و سبک های نو بوده اند.

رواج دو اصل “بیگانه زدایی” و “طبیعی سازی” به صورت راهکارهای غالب در ترجمۀ رمان و داستان های کوتاه در مجلات  برای آن بوده که اولا ادبیات ترجمه شده با هنجارهای جامعه آن دوران هماهنگ شود و ثانیا آثار زبان و فرهنگ بیگانه درترجمه زدوده شود ، همه چیز رنگ خودی بگیرد و فاصلۀ بین خود و دیگری (غرب) کم شود یا حتّی از میان برود. در واقع، در این دوره، در نظر جامعۀ ایرانی-اسلامی، مفهوم دیگری ، غرب و جوامع اروپایی و آمریکای شمالی (بروجردی، ۱۹۹۶، ص ۵۳) را در بر می گرفت و نیز هر مکتب فکری که در تضاد با فرهنگ ایرانی-اسلامی-شیعی ایران بود.  جریان “دیگری قلمداد کردن غرب” که از سال ها قبل و حتی پیش از انقلاب اسلامی در ایران آغاز شده بود (بروجردی، ۱۹۹۶، ص ۵۳) در دوران دفاع مقدس نمودی جدّی و آشکار پیدا کرد و رفته رفته در گفتمان های جامعه و در متون گوناگون ، از جمله در ادبیات ترجمه شده خود را نشان داد. این جریان سبب تولید ترجمه هایی شد که هرچه بیشتر به تصویر خودی نزدیک بودند و از عناصر بیگانه دور. اما  این دیگری ستیزی ، بیگانه زدایی و طبیعی سازی بیشتر در سطح لفظ و معنا و دستور اعمال می شد، نه در سطح ارزش ها ومفاهیم اجتماعی،سیاسی و فرهنگیِ بیگانه، که انتقال شان از راه ترجمه اجتناب ناپذیر است. پس این غرب ستیزیِ زبانی، بر خلاف نظریۀ نخستین ونوتی (۱۹۹۲) دربارۀ بیگانه سازی و بومی سازی، نمی توانست جلوی ورود ارزش ها و باورهای بیگانه ای را بگیرد که در جامۀ نثر آشنا و خودی به جامعه راه می یافتند. زیرا خواننده ای که نثر را آشنا و خودی ببیند، محتوا را نیز خودی و آشنا فرض می کند و خود را در آن می جوید و می یابد، چندان که رفته رفته اندیشه و رفتار خود را با آن هماهنگ می کند. تأثیر این موضوع را در دهۀ بعد از جنگ دیدیم ، وقتی که ترس از چیزی مطرح شد که آن را تهاجم فرهنگی خواندند. پس در این دوران ترجمه دو نقش متضاد پیدا کرد: یکی مقابله با حضور بیگانه و دیگری معرفی و تثبیت ارزش های بیگانه.

رواج بومی سازی و طبیعی سازی زبانی تأثیرات دیگری هم داشت. اول آن که بومی سازی مستلزم انواع خلاقیت های زبانی است، و در نتیجه مترجمی که از این راهکار استفاده می کرد،   شناخته و   مشهور می شد  و مورد توجه قرار می گرفت. شاید به همین علت مترجمان از ترجمه اثری که قبلا ترجمه شده بود واهمه نداشتند، و فکر می کردند ترجمه خودشان با دیگران فرق  دارد و نام آن ها  به  اثر  ارزش  می دهد. در واقع یک تفاوت عمده ترجمه های مکرر در ارزش نام مترجمان آن ها بود. این یافته خلاف نظر ونوتی (۱۹۹۲) است، که معتقد است بومی سازی مترجم را ناپیدا می کند. در مورد حاضر، شاید بتوان گفت خلاقیتی که مترجم به اجبار در بومی سازی از خود نشان می دهد، موجب پیدا بودن اوست.

دوم آن که گاه تشخیص ادبیات ترجمه شده از ادبیاتی که به زبان فارسی تولید می شد دشوار بود و همین امر موجب می شد مترجم جایگاه نویسنده را پیدا کند و کاملأ دیده شود. این هم به پیدایی مترجم کمک می‌کرد.

سوم آن که موجب می شد خواننده فکر کند ترجمه ای که می خواند تصویری شفاف و صادق از جامعه مبدأ را منعکس می کند، در حالی که این تصویر در واقع طبق ضوابط جامعه مقصد تغییر کرده بود. این تغییر و درنتیجه شفافیتِ کاذب موجب می شد خواننده ، به قول ونوتی (۱۹۹۲)، فکر کند دیگرانی هم که به فرهنگی دیگر تعلق دارند، مانند خودش هستند ، چون او می اندیشند و می زییند.  پس در این مورد خواننده،  بیگانه را به جای خودی می گرفت و با او همسان می شد.

۷- سخن آخر

بررسی تاریخ ترجمه اهمیت فراوان دارد، به ویژه وقتی ترجمه را دریچه ای به سوی اوضاع جامعه در هر دوره بدانیم. جای این نوع بررسی درکشور ما هنوز خالی است. تحقیق حاضر تنها بخش کوچکی است از کاری سترگ که پیش روی ترجمه پژوهان این مرز و بوم است.

کتابنامه

افشار، م. و کنارسری، ف. (۱۳۷۷). کتابشناسی رمان و مجموعه های داستانی متُرجم. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

فرحزاد، ف. (۱۳۹۰). نقد ترجمه: مدلی سه وجهی. در ف. آقا گل زاده. مجموعه مقالات اولین کارگاه تحلیل گفتمان انتقادی. تهران: انجمن زبان شناسی ایران.

مسجد جامعی، ا. (۱۳۷۷).  کارنامه نشر. مجموعه کتابشناسی ۲۰ ساله جمهوری اسلامی ایران. از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸.  تهران:  خانه کتاب.

ناجی نصرآبادی، م. (۱۳۸۲). فهرست کتابهای فارسی شده چاپی. مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی.

دایره‌المعارف دفاع مقدس. (۱۳۸۷).  تهران : بنیاد دفاع مقدس.

Boroujerdi, M. (1996). Iranian intellectuals and the West. Syracuse, NY: Syracuse University Press.

Calzada Perez, M. (Ed.) (2003). Apropos of ideology: Translation studies on ideology – Ideology in translation studies. Manchester: St. Jerome.

Chesterman, A. (1997). Memes of translation. Amsterdam: John Benjamins.

Chesterman, A. (2006). Questions in the sociology of translation. In J. F. Duarte, A. A. Rosa, & T. Seruya (Eds.), Translation studies at the interface of disciplines (pp. 9–۲۷). Amsterdam: John Benjamins.

Even-Zohar, I. (1978/2000). The position of translated literature within the literary system, In L. Venuti (Ed.), Translation studies readerst ed.) (pp. 192–۱۹۷). London: Routledge.

Even-Zohar, I. (1990b). Polysystem theory. Poetics Today, 11(۱), ۹-۲۶.

Fairclough, N. (1995). Critical discourse analysis. London: Longman.

Farahzad, F. (2009). Translation criticism: A CDA approach. Translation Studies Quarterly, ۶ (۲۴), ۳۹-۴۷.

Farahzad, F. (2012). Translation criticism: A three-dimensional model based on CDA. Translation Studies Quarterly, 9 (۳۶), ۲۷-۴۴.

Gentzler, E. & Tymoczko, M. (Eds.). (2002). Introduction. Translation and power (pp. xi–xxviii). Amherst: University of Massachusetts Press.

Hermans, T. (1996). Norms and the determination of translation: A theoretical framework. In R. Alvarez & M. Vidal (Eds.). Translation, power, subversion (pp.۲۵-۵۱). Clevedon, England: Multilingual Matters.

Hermans, T. (2007). Translation, irritation and resonance. In M. Wolf & A. Fukari (Eds.). Constructing a sociology of translation (pp. 57–۷۵). Amsterdam: John Benjamins.

Lefevere, A. (1992). Translation, rewriting and the manipulation of literary fame. London: Routledge.

Lefervere, A. (1998). Translation practice and the circulation of cultural capital: Some Aeneids in English. In S. Bassnett, & A. Lefevere (Eds.), Constructing cultures: Essays on literary translation (pp. 41-56). Clevedon, England: Multilingual Matters.

Mollanazar, H. (n.d.). Impact of censorial measures. Unpublished manuscript.

Munday, J. (2001). Introducing translation studies. London: Routledge.

Tymoczko, M. (2003). Ideology and the position of the translator: In what sense is a translator “in between”?. In M. Calzada Pérez (Ed.), Apropos of ideology-Translation studies on ideology-Ideologies in translation Studies (pp. 181– ۲۰۵). Manchester, England: St. Jerome.

Venuti, L. (Ed.) (1992). Rethinking translation; discourse, subjectivity, ideology. London: Routledge.

Vermeer, H. (2006). Luhman`s “Social Systems” theory: Preliminary fragments for a theory of translation. Berlin: Frank & Timme.

Williams, J., & Chesterman, A. (2002). The Map: The beginner`s guide to doing research in translation studies. Manchester, England: St. Jerome.

Wolf, M., & Fukari, A. (2007). Constructing a sociology of translation. Amsterdam: John Benjamins.

 

 

منتشر شده در فصلنامه مطالعات زبان و ترجمه (دانشکده ادبیّات و علوم انسانی)، علمی ـ پژوهشی، شماره یکم، بهار ۱۳۹۰

لینک https://jlts.um.ac.ir/index.php/lts/article/view/19032

[۱] Manipulation School

[۲] Polysystem theory

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *